تبليغاتX
سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار

سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار

از روزگار رفته 19- بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357 (اولين روز پس از پيروزي)

دو‌شنبه 23 بهمن 1357 – 14 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10636

- سقوط نظام 2500 ساله استبداد
- ارتش انقلاب شهرها را آزاد كرد
- فرماندهان ارتش بركنارشدند
- ستاد ارتش تحويل دولت بازرگان شد
- دادگاه انقلابي خلق تشكيل مي‌شود
- امام: سلاح‌ها را تحويل ستاد نخست‌وزيري دهيد
-  تكذيب خودكشي بختيار
- پيام حزب توده: تا خردكردن كامل ماشين دولتي به پيش



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

شعري از سياوش كسرايي، در بامداد يكشنبه 22 بهمن 1357

سياوش كسرايي، شاعر معاصر، سال 1305 در اصفهان به‌دنياآمد. و از دانشگاه تهران در رشته‌‌ي حقوق فارغ‌التحصيل شد. اولين مجموعه‌ي شعر او در سال  1336 منتشرشد. اما مهم‌ترين كتاب آو با نام آرش كمانگير در سال 1338 باعث شهرت و محبوبيت او شد. كسرايي در 17 بهمن 1374 در وين درگذشت.
نيمه‌شب 22 بهمن 1357، يعني ساعاتي پس از پيروزي انقلاب او شعري به نام تفنگ من گفت كه در كيهان 23 بهمن 1357، صفحه‌ي 8 چاپ‌شد.


به انقلابيون همه‌ي سنگرها

تفنگ من

چه دير به‌دست آمدي اي واژه‌ي آتش‌زا

اي تفنگ پرغوغا!

همواره تو آغازي

با خلق سلامي

با دشمن

پايان كلامي!

××

چون دشمنم از هزار سو راه بست

اي شعله‌ي دلپذير

ناگزير

با دست نيازموده بردم به تو دست

××

يارا كن با من

مداراكن با من

اي چوب رتاش رنج با تن برده

اي آهن سخت صيقل‌خورده

××

اي يك‌شبه مهمان و صدساله رفيق

با من باش

در سينه‌ي تنگ من

در كنار من بمان و ايمن باش

××

هر كس را

ناكس را جستجو داري

هر ميوه‌ْ دل كه آرزوداري

هر خواهش

هر نوازشت با من

اي تفنگ دلبندم

تير تركست با من

××

كوچك بودم

تنها بودم و تك بودم

اندك

تا به يمن آوايي

برخاستن دستي

پيش‌آمدن پايي

ده گشتم و صد، هزار و ميليونم

صف را، صف را بنگر

از شماره بيرونم

××

يك عمر به ناروايي آن نامرد

ديد چه به روزگارمان آورد

اينك تو بگو هر آن‌چه بايد گفت

اينك تو بكن هر آن‌چه بايد كرد

××

بشكف، بشكف

اي دهان آتش‌خو

كه از دست نمي‌دهم تو را آسان

شو؟ آزادي به خانه‌ام آور

رو، داد مرا ز ناكسان بستان

 (نيمه‌شب يكشنبه 22 بهمن 1357 - سياوش كسرايي)


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

بيانيه‌ي ارتش مبني بر اعلام بي‌طرفي

اعلاميه بي‌طرفي ارتش

ارتش ايران وظيفه‌ي دفاع از استقلال و تماميت كشور عزيز ايران را داشته و تاكنون در آشوب‌هاي داخلي سعي نموده است با پشتيباني از دولت‌هاي قانوني اين وظيفه را به نحو احسن انجام‌دهد.

 

باتوجه به تحولات اخير كشور، شوراي عالي ارتش در ساعت 30 / 10 روز 22 بهمن 1357 تشكيل و به‌اتفاق تصميم گرفته‌شد كه براي جلوگيري از هرج و مرج و خون ريزي بيشتر، بي‌طرفي خود را در مناقشات سياسي فعلي اعلام و به يكان هاي نظامي دستور داده شد كه به پادگان‌هاي خود مراجعت نمايند.

 

ارتش ايران هميشه پشتيبان ملت شريف و نجيب و ميهن‌پرست ايران بوده و خواهد بود و از خواسته‌هاي ملت شريف ايران با تمام قدرت پشتيباني مي نمايد .

 

امضاء كنندگان :  

 

ارتشبد قره باغي - ارتشبد جعفر شفقت - ارتشبد حسين فردوست - سپهبد هوشنگ حاتم - سپهبد ناصر مقدم - سپهبد نجمي نائيني - سپهب احمد علي محققي - سپهبد بدره اي - سپهبد ربيعي - درياسالار حبيب اللهي - سپهبد معصومي نائيني - سپهبد صانعي  - درياسالار اسدالله محسن‌زادده -  سپهبد حسين جانباني - سپهبد محمد كاظمي - سرلشكر كهپر - سپهبد بخشي آذر - سپهبد خواجه نوري - سرلكشر پرويز اميني افشار - سپهبد امير فرهنگ خلعت بري -  سرلشكر فرزام - سپهبد جلال پژمان - سرلشكر منوچهر خسروداد - سپهبد فيروزمند - سپهبد رحيمي لاريجاني - سپهبد رحيمي - سپهبد رضا طباطبائي


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

روزنامه‌ي 57/11/22: آخرين باري كه 22 بهمن تعطيل نبود

از روزگار رفته 18 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

‌يك‌شنبه 22 بهمن 1357 – 13 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10635

 

- بسياري از نقاط تهران در تصرف مردم مسلح است

- جنگ تانك‌ها با مردم مسلح در خيابان‌ها

- نيروهاي ارتش از شهرها به‌سوي تهران در حركت‌آند

- افراد نيروي دريايي به كمك نيروي هوايي شتافتند

- امام تهديد كرد كه حكم جهاد مي‌دهد

- فتواي امام خميني: قسم براي وفاداري به حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست

- ستاد ژاندارمري سقوط كرد

- امام‌خميني: اخظار مي‌كنم كه تصميم آخر را مي‌گيرم

- بختيار: اگر استعفادهم كودتا مي‌شود


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 17 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

‌شنبه 21 بهمن 1357 – 12 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10634

 - جنگ خونين لشكر گارد با نيروي هوايي

- مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند

- امام خميني عكس كيهان را تاييد كرد (عكسي كه از سلام نظامي ارتش به امام در محل اقامتش برداشته شده بود)

- حزب كمونيست ايران توطئه‌ي رژيم و امپرياليسم است

- بازرگان برنامه‌ي دولت موقت را اعلام كرد

- جمهوري اسلامي باشد عدالت سياسي و اقتصادي را متجلي كند

- بر ويرانه‌هاي دستگاه ظلم، جامعه‌ي دلخواه را بازسازي مي‌كنيم

- بختيار : جمهوري قابل قبول است

- امام خميني: ملت حرف خود را ديگر با چه زباني بگويد

- نورالدين كيانوري (رهبر حزب توده): خطر كودتاي خاينانه را نبايد ناچيز شمرد

- آقاي بختيار، نفرين ابدي ملت را براي خود نخريد



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 16 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

پنج‌شنبه 19 بهمن 1357 – 10 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10633

 
- عظيم‌ترين راهپيمايي در سراسر كشور: ميليون‌ها نفر به بازرگان گقتند: بله

- نظاميان درراهپيمايي امروز: ما قطره‌اي از ارتش تو هستيم ، خميني

- مذاكرات مهم بازرگان با بختيار و ارتش

- بختيار : اگر در شرايط آزاد و آرام برگزارشود، نتيجه‌ي رفراندوم مخالفان را مي‌پذيرم

- خميني، خميني تويي مجري قرآن. بازرگان بازرگان، نخست وزير ايران

- ارتشبد قره‌باغي: ارتش در سياست نبايد دخالت‌كند

- امام‌خميني خطاب به قضات دادگستري: شاه بايد غيابا محاكمه شود

- دكتر محمد مكري (از نزديكان آيت‌الله خميني): جمهوري اسلامي با حكومت مذهبي تفاوت دارد. براساس اصول اسلام و طبق فرمايش آيت‌الله، كليه اقليت‌ها در مملكت ما ازاد هستند و آزادي آنها در نظام جدد، حتا بيشتر از قبل خواهد بود.



+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 15 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

چهارشنبه 18 بهمن 1357 – 9 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10632

 - امام خميني: ادامه‌ي نهضت يك تكليف است

- مذاكرات پشت پده درباره‌ي سرنوشت شاه

- مذاكذات سري بازرگان با مقامات

- به طرفداري از دولت بازرگان در سراسر كشور: ميليون‌ها نفر فردا راه‌پيمايي مي‌كنند

- آيت‌الله طالقاني: مردم را تهديد به قتل و آتش‌سوزي نكنيد

- آمريكا: همچنين از بختيار پشتيباني مي‌كنند

- دكتر يزدي: برنامه‌ي شاتغال مسالمت‌آميز وزارت‌خانه در دست‌تهيه است

- قم، كانون جمهوري اسلامي تبديل‌شد

- شاه: به من انتقاد وارد است

- موقعيت استثنايي بازرگان براي جلوگري از خشونت

- بازرگان اين چريك پير سياسي: مردي 73 ساله كه از بطن مبارزات 25 ساله ي ازادي‌خواهي مي‌آيد و به شخصيتي مستقل و ميانة‌رو مشهور است و هميشه بر اين عقيده تاكيد مي‌كند كه « براي جلوگيري از خون‌ريزي و قتل عام در ايران بايد آهسته و قدو به قدوم جلورفت» در حساس‌ترين لحظات تاريخ ايران عهده‌دار مسووليت به‌ثمررساندن انقلاب ايران شده‌است

- سيمين دانشور: به اين بذر آسيب‌پذير كه مردم ايران پاشيده‌اند و با خون خودشان آبياري كردة اند، آب پاك و نور و هواي سالم برسانيم تا درتي سايه‌گستر گردد

- وزارت فرهنگ و هنر: اسامي‌ي سانسورچيان كتاب در ايران

- مسعود رجوي: سقوط ديكتاتوري قدمي از راه طولاني انقلابي ماست



+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 14 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

سه‌‌شنبه 17 بهمن 1357 – 8 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10631

- برنامه‌ي دولت بازرگان

- بختيار: دولت موقت را تا شوخي است مي‌پذيرم

- امام خميني: از سريق مطبوعات و تظاهرات آرام: ملت درباره‌ دولت بازرگان بايد نظردهد

- اعضاي احتمالي شوراي انقلاب و كابينه‌ي بازرگان

- حكم اعدام ذوالفقار بوتو تاييد شد

- آيت الله طالقاني: ما رهبران اسلامي داعيه‌ي حكومت نداريم



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

در حاشيه‌ي مراسم حكم نخست‌وزيري مهندس بازرگان

- اين مراسم ساعت 5:30 بعد از ظهر با حضور جمع زيادي از خبرنگاران داخلي و خارجي در آمفي تئاتر مدرسه علوي با سخنان امام آغاز شد.
- پس از اين حكم نخست‌وزيري از سوي حجه‌الاسلام هاشمي رفسنجاني خوانده‌شد.
- سپس مهندس بازرگان سخنراني كرد.
- پس از سخنان بازرگان، بار ديگر امام رشته سخن را به دست گرفتند و از مردم خواستند با انجام تظاهرات، نظر خود را پيرامون دولت بازرگان اعلام کنند. سپس امام به 3سوال خبرنگاران پيرامون موضع گيري ارتش و بختيار و قانون اساسي مشروطه پاسخ داد.
بسم الله الرحمن الرحيم
من بعد از تشكر از ملت ايران كه در اين مدت هاي طولاني رنج و زحمت برده اند و با دادن خون خودشان، براي اسلام خدمت كردند، مطلبي را كه مي خواهم به عرض ملت برسانم اين است كه نظر خودشان را راجع به دولت آقاي مهندس بازرگان كه الان يك دولت شرعي اسلامي است اعلام كنند، هم بوسيله مطبوعات و هم به تظاهرات آرام در شهرها و در دهات و در هر جايي كه مسلمان هست، نظر خودشان را راجع به دولت اسلامي آقاي مهندس مهدي بازرگان اظهار كنند.
پس از فرمايش فوق، امام خميني در پاسخ به سوال هاي خبرنگاران داخلي و خارجي حاضر در جلسه، چنين گفت:
سوال: حضرت آيت الله فرموده ايد كه كساني كه اين دولت را نپذيرند، اطاعت نكنند، تنبه مي دهم كه آنها مجازات سخت خواهند شد. اگر ارتش نپذيرند، چه پيش بيني مي كنيد و چه خواهيد كرد
جواب: ارتش چنين عملي را نخواهد كرد و اگر چنانچه بكند، اولا از طرف خدا مجازات خواهد شد و ثانيا در مواقع مقتضي، جزائي را كه قانون اسلام تعيين كرده است اجرا مي كنيم و از حالا هم اگر خداي نخواسته چنين كردند اعلام مي كنيم.
سوال: حضرت آيت الله.. با توجه به تماس نزديك كه با آقاي مهندس بازرگان و.. داشتند و همچنين با آقاي بختيار، آيا بختيار چه موضعي در برابر اعلام اين جمهوري اسلامي خواهد داشت يا دارد و همچنين چه عكس‌العملي يا موضعي در برابر اين امر خواهد داشت يا دارد
جواب: اگر هر دو عاقل باشند و علاقه به مملكت داشته باشند، بايد مصلح باشند و اگر خائن باشند و بخواهند به مملكت خيانت بكنند، اين امرش با خودشان نيست.
سوال: آيا به نظر حضرتعالي، قانون اساسي 1906 غيرقانوني است يا اينكه، اين قانون اساسي 1906 مي تواند چهار چوبي باشد براي دوره انتقالي
جواب: اين قانون غير از بسياري از موادش كه به زور در او وارد شده است، تا ملت راي بر خلاف نداده است، به قوت خودش باقي است.
- در پايان مراسم يك جلد قران از سوي هاشمي رفسنجاني به بازرگان هديه شد.
- از فرداي تنفيذ حكم، مردم با حضور در خيابان‌ها و شعار بازرگان، بازرگان، نخست‌وزير ايران از او حمايت‌كردند.
افسوس كه اين مردم فراموش‌:ار چندي بعد نداي مرگ بر بازرگان را سردادند تا ياد ماجراي دكتر مصدق در ذهن‌ها زنده‌شود.




+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

متن سخنان مهندس بازرگان پس از قبول نخست‌وزيري

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم – و ان نصر قريب

خداي بزرگ را شكر مي‌كنم كه چنين اعتبار و حسن شهرتي را كه به‌هيچ‌وجه اهليت و لياقت آن را نداشتم، به من ارزاني داشته و همين موهبت الهي باعث شده كه آيت‌الله ابراز اعتماد و ارجاع چنين ماموريتي را به بنده عنايت‌بفرمايند. و همچنين تشكر از ملت ايران مي‌كنم كه آيت‌الله مكرر تاكيد فرموده كه به نام ملت، همصداي ملت و براي ملت، گام‌ها و صداي خود را برداشته و بلندكرده.

اين ماموريت يعني سياست دولت موقت و تشكيل حكومت در شرايط بسيار دشوار و خظرناك عظيم‌ترين شغل و وظيفه و در عين حال بزرگ‌ترن افتخاريست كه به بنده واگذارشده‌است و شايد حق داشته‌باشم، بگويم كه دشوارترين وظيه و كاريست كه در طول تاريخ 72 ساله مظروطيت ايران به نامزدها و ماموران نخست‌وزيري‌هاي ديگر داده‌شده‌است. قاعدتا باتوجه به جثه‌ي نحيف و نواقشص و معايب خودم نمي‌بايستي قبول اين مسووليت را كرده و زير بار چنين امري رفته‌باشم. ولي از يك طرف بنا به ضرورت و وظيفه و مسووليت طبيعي و انتظاري كه داشتند مجبور بودم، ناچارشدم قبول كنم. و محصوصا باتوجه به رويه و سنتي كه خود آيت‌الله در سراسر دوران اداره و رهبري جنبش داشته‌ايد و با عزم راسخ و ايمانكامل به خدا و اعتماد به موفقيت اين راه، رهبري فرموده‌ايد، من هم همين راه را مي‌پيمايم. و اين اولين درسي است و اولين دستوريست كه از آيت‌الله گرفته‌ام و فرمايش حضرت علي‌ابن ابي‌طالب را به‌كاربسته‌ام و مي‌بندم كه فرموده‌اند وقتي در برابر امر خطير و كار مشكلي قرارگرفتيد، ترديدنكنيد، واردشويد، به‌حول و قوه‌ْ الهي مشكلات حل خواهندشد.

بنابراين عرض مي‌كنم كه با اميد به خدا و امتنان از آيت‌الله و انتظار از ملت ايران و ملت جهان اين ماموريت و خدمت خطير را قبول و تعهدكردم براي مخاطرات و زحمات‌آش آماده‌ام و تا آن‌جا كه مربوط بهبنده باشد، كوشش و منتهاي كوشش و نهايت جهاد را در راه ملت عزيز ايران خواهم‌كرد.

ولاحول ولا قو‌ة الا بالله ‌العلي العظيم



×××× تكته‌ي جالب اينه كه در تمام سطول متن، بازرگان، از لفظ آيت‌الله به جاي امام استفاده مي‌كنه ××××

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

متن و تصوير حكم امام‌ خميني براي نخست‌ويزري مهندس بازرگان

6/ربيع‌الاول/ 99

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

جناب آقاي مهندس بازرگان

بنا به پيشنهاد شوراي انقلاب برحسب حق شرعي و حق قانوني ناشي از آرا اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران كه طي اجتماعات عظيم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران، نسبت به رهبري جنبش ابرازشده‌است، به موجب اعتمادي كه به ايمان راسخ شما به مكتب مقدس اسلام و اطلاعي كه از سوابقتان در مبارزات اسلامي و ملي دارم، جنابعالي را بدون درنظرگرفتن روابط حزبي و بستگي به گروهي خاص مامور تشكيل دولت موقت مي‌نمايم تا ترتيب اداره‌ي امور مملكت و خصوصا انجام رفراندوم و رجوع به آراي عمومي ملت درباره‌ي تغيير نظام سياسي كشور به جمهوري اسلامي و تشكيل مجلس موسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسي نظام جديد و انتخاب مجلس نمايندگان ملت برطبق قانون اساسي جديد را بدهيد. مقتضي است كه اعضاي دولت موقت را هرچه زودتر با توجه به شرايطي كه مشخص نمده‌آم تعيين و معرفي نماييد. كارمنداندولت و ارتش و افراد ملت با دولت شما همكاري كافي نموده و رعايت انضباط را براي وصول به اهداف مقدس انقلاب و سامان‌يافتن اور كشور خواهند نمود. موفقيت شما و دولت موقت را در اين مرحله‌ي حساس تاريخي از خداوند متعال مسالت مي‌نمايم.

روح‌الله الموسوي الخميني



×××× نكته‌اي كه خيلي به نظر مي‌آد اينه كه تاريخ نامه‌ها هنوز قمري نوشته مي‌شده، درصورتي‌كه از سال 1309 تاريخ رسمي كشور خورشيدي بوده و اين هم خود حتما نشاندهنده‌ي  پايبندي به ايراني‌بودن و ملي‌بوده ايشان بوده است. ×××××

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 13 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

دو‌‌شنبه 16 بهمن 1357 – 7 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10630

- امام رييس دولت موقت را احتمالا امروز معرفي مي‌كند

- بختيار: هركس اكثريت داشت حكومت مي‌كند

- نمايشگاه صدا و تصوير انقلاب در دانشگاه تهران

- گروهي از نظاميان به امام اظهار وفاداري كردند

- مبارزات پشت پرده تشديد شد

- امام سياستمداران باتجربه عضو شوراي انقلاب هستند


- دكتر ناصر تكميل همايون: مي‌خواستند زن ايراني عروسك فرنگي باشد

- جمهوري اسلامي برپايه راي مردم استوار است
 



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 12 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

يك‌‌شنبه 15 بهمن 1357 – 6 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10629

- بختيار: در برخي از مسايل و اصول نه با شاه سازش‌مي‌كنم نه با خميني

- فرماندهان ارتش با نمايندگان امام تماس گرفتند

- آيت‌الله طالقاني: تصرف اراضي عمومي خلاف شرع است

- بختيار: به آيت‌الله خميني اجازه‌ي تشكيل دولت موقت‌ نمي‌دهم

ما دست به نعوعي انقلاب عليه شاه زده‌ايم

- صادق قطب‌زاده: دولت اسلامي به معني‌ي حكومت روحانيون نيست

- روزنامه‌نگاري مصري از امام خميني خواست خود ار آلوده به سياست نكند



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 11 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

پنج‌‌شنبه 12 بهمن 1357 – 3 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10627

- گرامي باد بهار ازادي

- اولين پيام امام در وطن

- امام هنگام ورود گريه مي‌كرد

- امام خميني: قدم اول پيروزي را برداشته‌ايم

- اگر تسليم ملت نشويد، ملت شما را به‌جاي خود مي‌نشاند

- با قطع ناگهاني پخش مستقيم تلويزيون، در شهرها مردم تلويزيون‌ها را شكسته و به خيابان‌ها ريختند

- بختيار: من دستور قطع پخش تلويزيون را ندادم

- بزرگ‌ترين استقبال تاريخ برگزارشد

- هزاران نفر ديشب در مسير امام خوابيدند

- پس از نماز، امام خميني در كف هواپيما روي دو پتو با آرامش خوابيد

- بختيار: راي ملت است كه قاطع خواهدبود

   

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 10 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

چهار ‌شنبه 11 بهمن 1357 – 2 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10626

- امام خميني: مي يك طلبه‌ام تشريفات را كم كنيد

- امام صبح فردا در تهران است

- 50 هزارنفر از امام حفاظت مي‌كنند

- امام خميني در برابر دانشگاه و در بهشت زهراسخنراني مي‌كند

- توسط نزيه، رييس كانون وكلا، اعلام شد: 3 اصل قانون اساسي جمهوري اسلامي

- دستور خروج اتباع آمريكا از ايران صادرشد

- با ورود امام شوراي انقلاب تاسيس مي‌‌شود

- تشكيلات عظيم روحانيت، نهضت را چگونه اداره مي‌كند

- غلاحسين ساعدي: اگر همه‌ي روزنامه‌نويس‌هاي كشور به بند كشيده شوند ...

- پول نفت ايران صرف ايجاد ماشين‌هاي نظامي‌مي‌شد



+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 9 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

سه ‌شنبه 10 بهمن 1357 – 1 ربيع‌الاول 1399 – شماره 10625




+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

اين مصاحبه را بخوانيد

نقل است كه پيغمبر (ص) ديدند كه عده‌اي از كفار را مي‌آورند و با زنجير عبور مي‌دهند، فرمود: ما مي‌‌خواهيم اين‌ها را به بهشت ببريم آن وقت آنها را با زنجير به طرف بهشت مي‌كشي. ما هم به تبعيت پيامبر قيام كرديم براي اين‌كه ملت محروم را به كمال لايق خود برسانيم ...

 

ماتا حالا دچار لاف‌هاي محمدرضاخان بوديم، حالا گرفتار مليت و آزادي و اين حرف‌ها شده‌ايم، سر قبر دكتر مصدق مي‌رويم، ما نه آنها را باور كرديم و نه اين‌ها. ما خوش‌باور نيستيم. آن وقت آدم مي‌كشند و غارت مي‌كنند، حالا هم مي‌كنند ...

(بخشي از مصاحبه‌ي آيت‌الله خميني در نوفل لوشاتو - منبع كيهان 57/11/9)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 8 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

دو‌شنبه 9 بهمن 1357 – 30 صفر 1399 – شماره 10624

 

- بختيار در راه بازگشت امام خميني مانعي نيست

 

... دولت من در طي سه‌ هفته‌اي كه روي كار آمده، برنامه‌هاي تمام گروه‌هاي مترقي را كه مايل بودند در اين كشور اجرا شود، به اجرا گذاشته ... من حاضر به استعفا نيستم ولي حاضر به مذاكره هستم ... اين‌گونه آشوب‌ها و محاصر‌ه‌كردن ژاندارمري را هيچ‌ كشوري تحمل‌نمي‌كند. من اعلام مي‌كنم گه از بعد از 16 دي‌ماه هر خوني كه ريخته شده به گردن افرادي است كه مي‌خواهند اين مملكت آسايش نداشته‌باشد. اين خون‌ها به گردن ارتش و شهرباني نيست ... من آزادي را مي‌دهم و قاونو را اجرا مي‌كنم و انتخابات آزاد را انجام‌÷واهم‌داد ولي تسليم زور و هو و جنجال نمي‌شوم ...

 

- هشدار امام خميني درباره‌ي توطئه‌هاي پشت پرده : ارتش اصولا با ماست

 

- شاه به كارتر و نزديكان خود حمله‌كرد

 

- بختيار: استعفا نمي‌دهم، به پاريس نمي‌روم

 

- بختيار: وحدت، استقلال و تماميت ايران از خميني و شاه مهم‌تر است

 

جبهه‌ي ملي: دلايل دولت براي كشتار مردم بي اساس است

 

-امام خميني: جز از فساد از چيزي جلوگيري نمي‌كنيم

 

- محل اقامت امام‌خميني در تهران

در حالي‌كه مردم ايران خود را براي برگزاري‌ي بزرگ‌ترين استقبال تاريخ آماده‌مي‌كنند، محل اقامات امام خميني در تهران نيز تعيين و آماده‌شد. اين محل در طبقه‌ي دوم موسسه‌ي رفاه كه يك سازمان تعاوني اسلامي است قرار دارد


 

- بانك‌ها به مدت يك هفته اعتصاب كردند

 

- مقاله‌اي از امام خميني: طرز حكومت اسلامي و شرايط زمامدار

 

- تقاص خون فرزندان‌مان را بگيريد


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 7 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

يك‌شنبه 8 بهمن 1357 – 29 صفر 1399 – شماره 10623

آن‌چه اين روزها نقل محافل شده، زمان بازگشت آيت‌الله به كشور است. هر روز اخبار ضد و نقيضي منتشر مي‌شود. كيهان حتا در يك روز با سه چاپ مختلف، خبر بازگشت را منعكس‌كرده‌است. مردم در جستجوي زمان واقعي، هر روز در گوشه‌اي راهپيمايي مي‌كنند. هفتم بهمن كه برابر با سال‌روز رحلت پيامبر (ص) بود نيز راهپيمايي بزرگي برگزار شد.

اما در اين روز مي‌خوانيم:

- سفر امام خميني دو روز ديگر تاخير افتاد

- امام خميني: بختيار را تا استعفا ندهد نمي‌پذيرم.

 
 
 
 

حضرات حجج‌الاسلام تهران و ساير شهرستان‌ها دامت بركاتهم، آن‌چه ذكرشده است كه شاپور بختيار را به سمت نخست‌وزيري مي مي‌پذيرم، دروغ است بلكه تا استعفا ندهد او را نمي‌پذيرم چون او را قانوني نمي‌دانم.
حضرات آقايان به ملت ابلاغ فرماييد كه توطئه‌اي دردست‌اجراست و از اين امور جاريه گول‌نخوريد. من با بختيار تفاهمي نكرده‌ام و آن‌چه سابق گفته‌است كه گفتگو بين من و او بوده‌است دروغ محض ‌است. ملت بايد مواضع خود را حفظ كند و مراقب توطئه‌ها باشد.
والسلام عليكم و رحمت‌الله
28 شهر صفر 99
روح الله الموسوي الخميني

- بختيار براي ديدار با امام خميني به پاريس مي‌رود.

- دهها نفر شهيد شدند.

- پيام آيات عظام قم به ارتش: بر روي هموطنان مسلمان آتش نگشاييد

- امام خميني: اگر قراراست خون‌ام بريزد بگذار در ميان جوانان ايران بريزد.

- فرودگاه‌هاي كشور تا مدت نامعلومي بسته شد.

- دكتر سنجابي: اعمال زور مملكت را به جنگ داخلي مي‌كشاند

- بختيار: تظاهركنندگان از خارج اسلحه وارد ايران مي‌كنند

- مذاكره تلفني تهران-پاريس بين بختيار و نزيه

- م.مجتهد شبستري: انقلاب ايران يك انقلاب معنوي است

- امام خميني: سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي مورد به مورد بررسي مي‌شود

- روزنامه گاردين: مردم ايران آيت‌الله را مي‌خواهند

- نامه بختيار به امام خميني (تصوير زير را دريافت كرده و بخوانيد)


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

ماجراي استعفاي رييس شوراي سلطنت پيشين

آن‌گاه كه خروج شاه از كشور حتمي‌شد، به پيشنهاد شاه و با موافقت نخست وزير- شاپور بختيار- بنا بر اين شد تا در غياب شاه، امور حكومتي‌ي مربوط به وي از جمله عزل و نصب‌ها و ... بر عهده‌ي شوراي عالي سلطنتي قرارگيرد. در اين شورا رييسان دو مجلس شوراي ملي و سنا، نخست وزير، دكتر علي‌آبادي، دكتر سياسي و سيد جلال‌الدين تهراني عضويت داشتند. سيد جلال تهراني، سناتور انتصابي تهران و يك‌پا روحاني بود و به‌دليل سن زيادش در آن زمان (حدود 85 سال) به‌عنوان رييس شوراي سلطنتي انتخاب‌شد. زماني گذشت تا اين‌كه دولت بختيار تصميم به مذاكره با آيت‌الله خميني كه آن روزها در نوفل‌لوشاتو بود، گرفت. سيدجلال تهراني به‌عنوان رييس شوراي سلطنتي عازم پاريس‌ شد. در آن‌جا اما جريان جور ديگري بود. آيت‌الله گفت كه او را به‌عنوان رييس نمي‌پذيرد و بايد از سمت خود استعفادهد. اين كار براي او كه به عنوان نماينده‌ي رژيم به پاريس رفته‌بود، سخت‌آمد، اما چاره‌اي نداشت، او نه مي‌توانست استعفادهد چرا كه رژيم سلطنتي را از پايه نفي‌كرده‌بود و نه مي‌“وانست دست‌خالي برگردد. مردد بود كه چه كند تا اينه به پيشنهاد دكتر ابراهيم پزدي، قرار بر اين شد كه بگويد چون آيت‌الله، به‌عنوان روحاني مرجع، فتواداده‌اند كه رژيم منحل است و حضور در اين دستگاه خود مصداق باطل است، از سمت خويش استعفاداده‌آست. زماني بعد، او استعفاداد و بنيان سلطنت درهم پيچيده‌شد. پس از استعفا و مذاكرات بي‌نتيجه با آيت‌الله، او به بروكسل رفت و چندي در آن‌جا ماند.

 
 

 متن استعفانامه سيد جلال تهراني

 
 
 

 يكشنبه اول بهمن ماه 1357 هجري شمسي
مطابق 22 شهر صفر المظفر 1399 هجري قمري

 
 
 
 
 

پاريس - قبول رياست شوراي سلطنت ايران از طرف اينجانب فقط براي حفظ مصالح مملكت و امكان تأمين آرامش احتمالي آن بود .
ولي شوراي سلطنت به‌سبب مسافرت اين‌جانب به پاريس كه براي نيل به هدف اصلي بود تشكيل نگرديد.
در اين فاصله اوضاع داخلي ايران سريعا تغيير يافت به‌طوري‌كه براي احترام به افكار عمومي با توجه به فتواي حضرت آيت الله العظمي خميني دام بركاته مبني بر غير قانوني بودن آن شورا آن را غير قانوني دانسته
كناره گيري كردم .
از خداوند و اجداد طاهرين و ارواح مقدسه اولياء اسلام مسالت دارم كه مملكت و ملت مسلمان ايران را در ظل عنايات حضرت امام عصر عجل الله تعالي فرجه از هر گزندي مصون داشته و استقلال وطن عزيز ما را محفوظ فرمايند.

 
 
 

 محمد الحسين - سيد جلال الدين تهراني

 
 

 (نقل از روزنامه اطلاعات، 3 بهمن 1357)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

امان از ساواكي‌هاي جديد و خاطره‌اي از شادروان فريدون مشيري

« فريدون مشيري، شاعر توانا و نامدارمان – كه همه‌ي ما ايرانيان مديون شعر ناب‌اش هستيم- تلفن‌كرده‌بود [دفتر روزنامه‌ي كيهان] با بغضي شكسته كه آمده‌اند و برروي در خانه‌ام نوشته‌اند مرگ بر شاعر خاين و گردآگرد خانه‌ام فرياد مي‌كشند مرگ بر فريدون مشيري ساواكي! پشتم لرزيد، چرا كه به ظاهر با ساواكي‌هاي جديدي روبه‌رو هستيم و براي اينان نيز مثل قديمي‌ها، حيثيت و اعتبار و ناموس و جان مردم بي‌گناه، پشيزي ارزش ندارد.

 

ماجرا از اين قرار است كه گويا در يكي از ليست‌هيا قلابي، بنده‌ي خدايي به اسن فريدون مبشري، را ساواكي معرفي‌كرده‌اند، و با تغيير يك نقطه، ناگهان شاعر عزيز ملتي، شده‌است خاين. نقطه ... ببخشيد نكته همين‌جاست و اين به اصطلاح خاين، كسي است كه سال‌ها نمي‌گذاشتند كتاب‌هاي شعر-‌اش را چاپ‌كند، چون ساواك را خوش‌نمي‌آمد.»

(نقل از كيهان 57/10/26)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

مروري بر راهپيمايي 7 بهمن 1357 و...

7 بهمن 1357، برابر با سال‌روز رحلت پيامبر سالام (ص) و امام حسن مجتبا (ع) بود و به همين دليل مردم تهران راهپيمايي بزرگي انجام داده‌بودند. در پايان اين راهپيمايي، قطع‌نامه‌اي شامل بندهاي زير به تصويب رسيد: (نقل از كيهان 7/11/57)

 

1- افتخار راندن شاه مخلوع از كشور و نجات مملكت از سردودمان پهلوي، متعلق به ملت ايران و جنبش عظيم اسلامي است كه رهبر آگاه ملت از 15 سال پيش آن را شعار مبارزه قرارداده‌است.

 

2- رژيم منفور و باطل سلطنتي و تمام بقايا و دنباله‌ها و تفاله‌هاي آن از قبيل شوراي سلطنت و ولايت‌عهدي و مجلسين فرمايشي موجود از نظر ملت ايران مردود و غيرقابل قبول است.

 

3- همان‌گونه كه رهبر جنبش حضرت آيت الله العظمي خميني كرارا تاكيد كردند هر كابينه كه با حفظ رژيم گرچه به صورت شوراي سلطنت به‌وسيله‌ْ هر كش و هرگروه و با هر سابقه‌ از جمله دولت غاصب كنوني تشكيل گردد ازنظر ملت ايران غيرقانوني و محكوم است.

 

4- ...

 

در حاشيه‌ي اين راهپيمايي، يكي از سخنرانان از طريق 4 بلندگو كه روي يك كاميون نصب شده بود، مي‌گفت «رژيم شاه اقتصاد ما را ورشكست كرده‌است. ما اطمينان مي‌دهيم كه ديگر پس از تشكيل جمهوري اسلامي اقتصاد عقب‌مانده نداشته‌باشيم. به مردم محروم‌مان جواب مثبت خواهيم داد. امام مجاهد مي‌فرمايد چگونه آدم مي‌تواند با قاتل فرزندان خويش مصالحه كند ...»

همچنين دو خانم در ميان راهپيمايان دچار درد زايمان شده و به بيمارستان منتقل‌شدند. آن دو كودك كه قطعا امروز جواناني جوياي كار و مسكن و ... هستند، كجايند؟ از مادران و پدران خود چه مي‌پرسند؟ و مادران و پدران‌شان چه جوابي خواهند‌داد؟


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 6 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

دوشنبه 2 بهمن 1357 – 23 صفر 1399 – شماره 10619

- ايران در تدارك بزرگ‌ترين استقبال تاريخ

- آيت‌الله طالقاني: انقلاب اسلامي ايران، جهان را تغيير مي‌هد

- ارتشبد قره‌باغي: كودتا در ارتش مطرح نيست

- امام خميني: ما وارث يك مملكت ويران هستيم

- اعلاميه‌ي آيت‌الله عطما شريعتمداري درباره‌ي فجايع 16 سال پيش

- نظاميان با بازگشت امام خميني مخالفت نخواهندكرد

- قم براي استقبال از امام خميني آماده‌مي‌شود

- كاركنان راديو و تلويزيون عليه شاپور بختيار اعلام جرم كردند.

- ايت‌الله خوانساري: مسووليت كودتاي نظامي برعهده‌ي آمريكاست.

- پيام بختيار: من سنگر را خالي نمي‌كنم

- حزب توده از شوراي انقلاب اسلامي حمايت كرد

- قطب‌زاده: روزنامه‌ها بايد همه‌ي خبرها را بنويسند

- امريكا براي جلب موافقت امام خميني تلاش مي‌كند

- ارتشبد جم: آينده‌ي ايران خونين و تاريك است


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 5 - بازخواني‌ي روزنامه‌هاي بهمن 1357

يكشنبه 1 بهمن 1357 – 22 صفر 1399 – شماره 10618

با خروج شاه از كشور، آن‌چه بيش از همه به چشم‌مي‌خورد، گمانة‌زني  براي بازگشت امام خميني به كشور، شوراي انقلاب و برنامه‌هاي انقلاب است.

- امام‌‌خميني جمعه در تهران نماز مي‌خواند.

- بني‌صدر: حكومت اسلامي به راي عمومي گذاشته‌مي‌شود.            

- 62 زنداني سياسي از جمله مسعود رجوي، موسا خياباني، مهدي بخارايي از زندان آزادشدند.

- بازرگان: توافق ضمني بين بختيار و رهبران مذهبي وجوددارد.

- سانسور چه با وسايل ذهني و چه عيني مخالف قطعي با اسلام است و با نص قران در تضاد.

- روزنامه‌ها بايد همه‌ي خبرها را بنويسند

- امام‌خميني: چادر براي زنان اجباري نيست.

- بختيار: شاه قانون اساسي را نقض‌كرده‌است.

- امام‌خميني در مصاحبه با روزنامه‌ي السفير: «... ناخشنودي‌هايي كه مردم از شاه دارند به‌خصوص بر او خرده‌مي‌گيرند كه اقليته‌اي مذهبي را به‌گونه‌اي برخلاف مصالح مسلمانان مساعدت‌كرده‌است... چرا اداي سوگند نسبت به قران در ارتش منسوخ كرده‌ايد؟ براي اين‌كه به بهاييان و يهوديان اجازه‌دهند تا افسر سوند و به مسلمانان اهانت‌كنند.» « ساه همچنين شرط مسلمان‌بودن را براي احراز مشاغل دولتي از بين برد و اين‌ كار را به نفع يهوديان، زرتشتيان و بهاييان كرد.» ...

- رسالت خون شهيد و صداقت رهبر

- قالب و محتواي انقلاب ما به‌قلم علي‌اصغر حاج‌سيد‌جوادي

و نوشته‌هاي فراواني مبني بر بازگرداندن فرزندان ‌زنداني به كانون‌ خانواده‌ها



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 3 و 4- بازخواني‌ي روزنامه‌هاي دي 1357

پنج‌شنبه 28 دي 1357 – 19 صفر 1399 – شماره 10616

‌شنبه 30 دي 1357 – 21 صفر 1399 – شماره 10617




+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 2- بازخواني‌ي روزنامه‌هاي دي 1357

چهار‌شنبه 27 دي 1357 – 18 صفر 1399 – شماره 10615

 يك روز پس از خروج شاه از كشور، بيشتر موضوعات روزنامه حول‌وحوش اين اتفاق و آينده‌ي مملكت پس از شاه و پيش‌بيني وضعيت بود. همچنين راه‌پيمايي روز اربعين (پس‌فردا) و دعوت مردم به حضور در آن ديگر عنوان‌هاي خبري را تشكيل مي‌داد.

- اما‌م خميني: پيروزي هنوز كامل نيست.

- به‌وسيله‌ي امام‌خميني، اموال شاه ملي اعلام شد.

- مقررات راهپيمايي جمعه (از طرف جامعه‌ي روحانيت مبارز)

- خبرگزاري اتنقلاب اسلامي بايد تشكيل شود.

- عده‌اي از نمايندگان مجلس استعفاكردند.

- امام‌خميني در مصاحبه با اكسپرس: حكومت اسلامي بي‌طرف و غيرمتعهد خواهدبود.

- شاه و سادات درباره‌ي ايران مذاكره‌كردند. اقامت شاه در مصر چندروز طول‌مي‌كشد.

- مجسمه‌هاي شاه و رضاشاه در شهرها پايين‌كشيده‌شد.

- ديروز هزاران اسكناس كه عكس شاه از ميان آنها قيچي‌شده‌بود، در بين مردم دست‌به‌دست مي‌شد.

- گوشه‌هايي از شعارهاي مردم:

 بعد از شاه نوبت آمريكاست

 در طلوع آزادي، جاي شهدا خالي

 ما بت‌ها را شكستيم، خميني منتظر تو هستيم.

- شاه در آخرين لحظه‌ گريه‌كرد.

 ساعت 8 و 13 دقيقه‌ي ديروز، شاه و شهبانو در حالي‌كه هر دو اشك به چشم‌داشتند و همراه با حاضران گريه‌مي‌كردند، با هواپيماي جت شاهين تهران را ترك‌كردند. شاه به‌اتفاق شهبانو به فرودگاه مهرآباد آمد و مدتي را در يكي از پاوين‌هاي سلطنتي به استراحت‌پرداخت. در ساعت 12 و نيم، دكتر شاپور بختيار، نخست‌وزير و دكتر جواد سعيد، رييس مجلس ملي با هلي‌كوپتر وارد فرودگاه‌شده و راي اعتماد مجلس را به اطلاع شاه رساندند. پس از آن شاه در مصاحبه‌اي كوتاه با خبرنگاران گفت: «... اميدوارم كه دولت بتواند در ترميم گذشته . هم در پايه‌گذاري‌ي آينده م وفق‌شود و براي اين‌ كار، ما مدتي همكاري و حس وطن‌پرستي را به اشد كلمه احتياج‌داريم. مردم بايد زندگي‌شان را شروع‌كنند و ...» خبرگزاري‌ها از قول يك مقام دربار اعلام‌كردند كه شاه جعبه‌ي كوچكي از خاك ايران را همراه برده‌است.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

از روزگار رفته 1- بازخواني‌ي روزنامه‌هاي دي 1357

سرانجام از امروز و با چندي تاخير، عنوان‌هاي روزنامه‌ي كيهان سال 1357 به بعد را مي‌گذرام. اميدوارم كه موردتوجه‌قراربگيرد:

سه‌شنبه 26 دي 1357 – 17 صفر 1399 – شماره 10614

در اين شماره آنچه بيش از همه به‌چشم‌مي‌آيد و به‌نوعي خاطره‌ي جمعي‌ي همه از سال 1357 شده، عنوان درشت «شاه رفت» است. در لابه‌لاي نوشته‌هاي اين شماره مطالب ديگري نيز آمده‌است:

- از دكتر سنجابي با مهندس بازرگان به‌عنوان نخست‌وزير احتمالي دولت موقت نام‌برده‌مي‌شود.

- نامه گروهي از دانشجويان به آيت‌ا... طالقاني: ما خواهان دموكراسي و آزادي‌ي عقيده هستيم.

- امام‌خميني: ماركسيست‌ها در ابراز عقيده آزادند.

- تاريخ بازگشت امام‌خميني به ايران

- تهران ديروز شاهد روبوسي‌ي مردم با سربازان بود

- بررسي‌ي برنامه‌ي دولت بختيار در مجلس شوراي ملي : ايران احتياج به جهاد عظيم اقتصادي دارد

- كاركنان بانك مركزي: جواهرات سلطنتي متعلق به ايران است.

- آقاي نخست‌وزير با تورم چه مي‌كنيد؟


در صفحه‌ي 2 اين روزنامه هم نامه‌اي از فريدون مشيري به‌چشم‌مي‌خورد كه خواندن دوباره‌ي آن مي‌تواند به زودباوري و زودتصميم‌گيري‌ي مردم ايران و نيز اندك تغيير در طاهر و بازتوليد باطن امور صحه بگذارد:

« فريدون مشيري، شاعر توانا و نامدارمان – كه همه‌ي ما ايرانيان مديون شعر ناب‌اش هستيم- تلفن‌كرده‌بود با بغضي شكسته كه آمده‌اند و برروي در خانه‌ام نوشته‌اند مرگ بر شاعر خاين و گردآگرد خانه‌ام فرياد مي‌كشند مرگ بر فريدون مشيري ساواكي! پشتم لرزيد، چرا كه به ظاهر با ساواكي‌هاي جديدي روبه‌رو هستيم و براي اينان نيز مثل قديمي‌ها، حيثيت و اعتبار و ناموس و جان مردم بي‌گناه، پشيزي ارزش ندارد.

ماجرا از اين قرار است كه گويا در يكي از ليست‌هيا قلابي، بنده‌ي خدايي به اسن فريدون مبشري، را ساواكي معرفي‌كرده‌اند، و با تغيير يك نقطه، ناگهان شاعر عزيز ملتي، شده‌است خاين. نقطه ... ببخشيد نكته همين‌جاست و اين به اصطلاح خاين، كسي است كه سال‌ها نمي‌گذاشتند كتاب‌هاي شعر-‌اش را چاپ‌كند، چون ساواك را خوش‌نمي‌آمد.»


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

ده‌ها مهندس مشاور از جامعه‌ي مهندسان طرد شدند!!!!

چندي پيش داشتم روزنامه‌هاي قديمي را ورق‌مي‌زدم، كيهان تاريخ ۱۹ آذر ۱۳۵۸ در صفحه‌ي اول، عنوان بالا را قرارداده‌بود و اعلام‌كرده‌بود كه در راستاي اهدف انقلاب اسلامي، همراه با ملت غيور و شهيدپرور و مبارز و استكبارستيز و ضدامپرياليستي و ... اين اتفاق ميمون افتاده و دست عده‌اي از مهندسان مشاور از اين جامعه كوتاه‌شده‌است. متن زير را بخوانيد:

" از سوي جامعه‌ي مهندسان مشاور ايران چند شركت بزرگ مهندسي مشاور كه صاحبان آنها به‌علت وابستگي به دربار منحوس پهلوي مرتكب سو‌ءاستفاده‌هاي كلاني شده‌، فراركرده‌آند، كنارگذاشته‌شدند. دربين مهندسان مشاوري كه مشمول پاك‌سازي شده‌اند، كامران ديبا پسرعموي فرح مي‌باشد، كامران ديبا با نزديكي بادربار سابق توانست كارهاي ساختماني بزرگي را قبضه‌كند، مهندس كيقباد ظفر پسرعموي ثريا همسر سابق شاه مخلوع نيز يكي ديگر از مهندسان مشاوري است كه به‌علت دوستي نزديك با محمدرضا پهلوي تواسنت قراردادهاي بزرگ راهسازي را دراختيار خود بگيرد. مهندس حسين امانت نيز مدير يكي از شركت‌هاي مهندسي مشاور است. مهندس حسين امانت طراح ميدان آزادي (شهياد سابق) است كه براي ايجاد آن ميليون‌ها ريال مصرف‌شد. مهندس عبدالعزيز فرمانفرماييان از ديگر مهندسان مشاوري است كه مورد تصفيه قرارگرفته‌است. وي طراح نقشه‌ي جامع شهر تهران است و توانست با ارتباط نزديك خود با محمدرضا ميليون‌ها تومان از ايجاد ساختمان استاديوم صدهزارنفري و طرح جامع سو‌ءاستفاده‌كند. اموال گروهي از اين مهندسان مشاور كه درگذشته مرتكب سوءاستفاده‌هاي كلان شده‌آند، توقيف‌شده‌است. مهندسان مشاوري كه مورد تصفيه و پاك‌سازي قرارگرفته‌آند به‌ترتيب شركت‌هاي لاض-ارگانيك، امانت و همكاران، سردار افخمي، حيدرغياثي، كليزه، عبدالعزيز فرمانفرماييان، ناسكو، ايرندكو، طالقاني، دفتري، ايران كاميساكس، ايران سائوئي، اگرونوميك، بوربور، فاروق و هارون‌الرشيد فرمانفرماييان، بهروزان و همكاران، اساكو، كنسرسيوم همكاري مهندسين مشاور مي‌باشد. مراحل پاك‌سازي به‌اطلاع شوراي انقلاب رسيده‌است." ( كيهان، ۱۹/۹/۱۳۵۸، ص ۱)


--------------------------------------

در تمام طول تاريخ ارزشمندترين ساختمان‌ها كارفرمايي دولتي و حكومتي داشته‌اند، اگر نگاهي به گذشته‌ي معماري‌مان بيندازيم اين مطلب كاملا آشكار مي‌شود. حال اگر با تغيير حكومتي، شرايط دوران دگرگون شد آيا بايد هرآنچه از قبل به‌جاي مانده را تخريب‌كرد و حتا سازندگان آن را آواره كرد. مثلا با مرگ شاه‌عباس بايستي ميدان نقش‌جهان و معمار رآن را نابودمي‌كردند. نه به راستي كه هيچ عقل سليمي اين را نمي‌پذيرد. اما موج‌ انقلاب كه به اين مملكت رسيد تاروپود همه چيز را به‌هم‌ريخت. اين امواج سرگردان با چاشني تندروي و ايديولوژي‌زدگي همه‌چيز را در عرض چندسال چنان درهم‌ريخت كه تشخيص سره از ناسره امري محال شد.

نكته‌ي جالب در مورد مشاوران پاك‌سازي‌شده اين است كه همه‌ي آنها به‌نوعي طراحان مهم‌ترين و بهترين بناهاي معماري معاصر ما در دروان مدرن مي‌باشند. كامران ديبا صرف‌نظر از رابطه‌ي خانوادگي با فرح، خود معمار و هنرمند زبردستي است كه در انجام پروژه‌ةاي محول شده رگه‌هاي بديعي از خلاقيت و ذوق را از خود روزداده‌است. موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران بي‌شك يكي از برجسته‌ترين آثار معماري سده‌ي اخير ماست. همچنين طرح شوشتر نو كه پيوندي شگفت با بافت كهنه‌ي اين شهر برقراركرده‌است.



حسين امانت هم در جواني و درحالي‌كه تازه فارغ‌التحصيل شده‌ بود در مسابقه‌ي طراحي يادمان ميدان شهياد، باوجود حضور بسياري از معماران مطرح آن زمان، برنده‌شد و طرح پيشنهادي‌اش اجراگرديد. طرحي كه واجد بسياري از خصوصيات معماري گذشته‌ي ما در كالبدي نو و مدرن است. عظمت و كيفيت ساخت بالاي آن هنوز هم زبانزد است و اگر نباشد نابخردي و بي‌سليقگي مسوولين كنوني مي‌توان آن را سال‌ها حفظ‌كرد.


عبدالعزيز فرمانفرماييان هم موسس نخستين دفتر مشاوره در ايران و واردكننده‌ي بسياري ازفن‌اوري‌هاي نوين ساختمان در آن دوران بوده‌است. طرح عظيم مجموعه‌ي ورزشي آريامهر ( آزادي كنوني) يكي از بزرگترين طرح‌هاي معمراي تاريخ ايران بوده و ساخت آن تحولي عظيم در صنعت معماري ما ايجادكرد. اين طرح چه از نظر معماري و چه سازه يكي از نكقاط روشن معماري معاصر ما محسوب مي‌شود. با ساخت اين مجموعه ايران براي اولين و آخرين بار توانست ميزباني بازي‌هاي آسيايي (۱۹۷۴) را به‌ٱست آورد و همچنيني آخرين باز ميزبان بازي‌هاي جام‌ملت‌هاي آسيا و قهرمان آن مسابقات شد و هنوز هم آبروي فوتبال ما مي‌باشد.اكنون پس از بيش از سي‌اسل با صرف هزينه‌هاي به مراتب بيشتر هنوز نتوانسته‌ايم جايگزيني براي اين مجموعه بسازيم يا يكي ديگر هم‌پاي آن داشته‌باشيم. طرح جامع تهران نيز يكي از بهترين طرح‌هاي جامع در كشور بوده كه با همكاري مشاوران برجسته‌ي خارجي انجام‌شد و اگر امواج انقلاب اجراي آن را متوقف نمي‌كرد شايد وضع امروز شهر تهران چنين نبود، چرا كه پس از پيروزي انقلاب، اجراي طرح متوقف‌شده و درجاهايي كه براي كاربري مسكوني درنظرگرفته‌نشده‌بود، به‌}هت حمايت از اقشار فقير و كم‌درآمد، اجازه‌ي ساخت‌وساز داده‌شد و اين خود باعث هجوم بسياري از مردم به شهر تهران و ايجاد بافت‌هاي به‌هم‌ريخته و نامنظم پيرامون تهران‌شد و امروز مشكلات بسياري را براي توسعه و نيز رساندن تاسيسات شهري به‌وجودآورده‌است. فرمانفرماييان هم به‌عنوان يك معمار پيش‌گام ايراني، امروز بايد در خارج از كشور به‌سرببرد و نسل جديد از تجربه‌اش بي‌بهره‌باشند، ماجرايي كه براي هوشنگ سيحون نيز اتفاق افتاده‌است.


سردار افخمي و حيدر غياثي نيز از بزرگترين معماران دوران پهلوي دوم بوده اند كه آثار بسياري را ساختة‌اند كه هركدام در نوع خود حرف‌هاي بسياري در راه آشنايي با معماري مدرن دارند.

غیر از این دوستان بسیاری از معماران صاحب نام در نخستین ماه ها وسال های پس از انقلاب بیکار شده یا اجازه ی کار بدان ها داده نشد و سختی های بسیاری کشیدند. کسانی که امروزه از جریان سازترین معماران هستند و استادان برتر دانشگاه های ما شدند. این بزرگان زمانیمجبود به کارکردن در مغازه ها یا÷ادویی کردن و... بودند تا بیکار نباشند. حتا یکی از آنها هر روز صبح با لباس رسمی از خانه خارج می شده و تا طهر یک مسیر مشخص را طی می کرده تا بیکار نباشد. چون اجازه ی کار نداشته است.

چنين جرياناتي فقط در كشورهايي نظير ما مي‌افتد كه تجربه‌ي نسل پيشين‌اش را با چويب ايديولوژي از خود مي‌راند. امروز اما شرايط باز هم مانند گذشته‌است و كم نيستند دفاتر مهندسي كه با پول‌هاي هنگفت دولتي و دلارهاي نفتي، رابطه‌هاي آن‌چناني و رانت پروژه‌هاي كلاني را از آن خود مي‌كنند. تنها تفاوت اين است كه نتيجه‌ي آن منجر به ساخت طرح‌هاي ناب معماري و ايجاد جريان‌ جديد معماري نمي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   |