آيا واقعا با پيروزي انقلاب، نظام 2500 ساله استبدادسقوطكرد؟
1- اين تيتر نخست، روزنامهي كيهان، يك روز پس از پيروزي انقلاب است. پرسش اين است كه آيا واقعا چنين بوده است؟ براي پاسخ به آن نخست بايد باورداشتهباشيم كه در ايران واقعا 2500 سال استبداد داشتهايم. عدد 2500 سال، به صورت رندشده مبناي تاريخ امپراتوري ايران است، يعني آن زمان كه كوروش بزرگ، امپراتوري هخامنشيان را بنيان گذاشت. اين عدد زماني به ذهنها نشست كه جشنهاي 2500 ساله برگزارشد. تبليغات بسيار در مورد اين جشن و سپس حرف و حديث زيادتردر اين باره از زبان روحانيان و مبارزان، باعث شد تا نوعي موضعگيري در زهن ايارنيان نهادينه شود و همهي آن سالها را بد و استبدادي بدانند.
عقل سليم ميداند كه چينين نبوده و اگر دروغ افكنيها نباشد، همه اين را باورخواهند داشت. حكومت هخامنشيان، يكي از آزادترين حكومتها نه تنها در زمان خود بلكه تا به امروز بوده و رواداري و تسامح هم در رفتار حاكمان و هم در ميان مردمان نهادينهشدهبود.پس نمي“وان آن را حكومتي استبدادي دانست، چه آنكه در تاريخ آمده بسياري از كشورها، دوست داشتند تا خراجگذار امپراتوري ايران باشند تا از سايهي امنيت آن بهرهمندشوند.
بحث مجلس مهستان در زمان اشكانيان و قدرت انتخاب و بركناري شاه از سوي اين مجلس هم گواهي بر استبدادي نبودن دوران اشكانيان است. در زمان ساسانيان هم كموبيش چنين رويه ادامهداشت و حرف از خفقان و استيداد چندان معناپيدانميكند
عقل سليم ميداند كه چينين نبوده و اگر دروغ افكنيها نباشد، همه اين را باورخواهند داشت. حكومت هخامنشيان، يكي از آزادترين حكومتها نه تنها در زمان خود بلكه تا به امروز بوده و رواداري و تسامح هم در رفتار حاكمان و هم در ميان مردمان نهادينهشدهبود.پس نمي“وان آن را حكومتي استبدادي دانست، چه آنكه در تاريخ آمده بسياري از كشورها، دوست داشتند تا خراجگذار امپراتوري ايران باشند تا از سايهي امنيت آن بهرهمندشوند.
بحث مجلس مهستان در زمان اشكانيان و قدرت انتخاب و بركناري شاه از سوي اين مجلس هم گواهي بر استبدادي نبودن دوران اشكانيان است. در زمان ساسانيان هم كموبيش چنين رويه ادامهداشت و حرف از خفقان و استيداد چندان معناپيدانميكند
پس از اسلام و تركيبشدن نوع حكومت اسلامي (خليفهاي- سلطاني) و انديشهي حاكمان ايرانشهري، نطفهي استبداد بستهشد و سالها ادامهيافت. در اين دروان نسبتا طولاني، امر همواره امر سلطان بود كه جانيشن رسول خدا و خداوند بر زمين محسوب ميشود و سرپيچيي از آن در حكم سرپيچي از حكم خدا پنداشتهميشود و عواقب سختي در پي داشت. و اين گونه بذر استبداد كاشتهشد. تلاشهاي صورت گرفتهشده در انقلاب مشروطيت، براي نظارت بر قدرت شاه و سپردن تصميم؛يريها به مجلس و هيات وزيران، نخستين گام در راه زدودن استبداد از انديشهي حاكمان اسلامي ايران بود. هرچند كه اين طفل ناقص به دنيا آمد و ميدانيم كه چه شد.
حرف من در ايناست، كه اگر چه در ايران سالها استبداد حاكم بودهو ولي تعميم آن به تمام دروان پرافتخار تمدن ايراني، جفا به تاريخ و فرهنگ ايران است كه از سوي كساني انجامميشود كه سر ناسازگاري با ملت و مليت و مليگرايي دارند!
2- برفرض اينكه در ايران 2500 سال نظام استبداد حاكمبوده،آيا امروز استبداد از اين مملكت رختبربسته است؟ پاسخ بدان مجالي ديگر ميخواهد و سري نترس ...
حرف من در ايناست، كه اگر چه در ايران سالها استبداد حاكم بودهو ولي تعميم آن به تمام دروان پرافتخار تمدن ايراني، جفا به تاريخ و فرهنگ ايران است كه از سوي كساني انجامميشود كه سر ناسازگاري با ملت و مليت و مليگرايي دارند!
2- برفرض اينكه در ايران 2500 سال نظام استبداد حاكمبوده،آيا امروز استبداد از اين مملكت رختبربسته است؟ پاسخ بدان مجالي ديگر ميخواهد و سري نترس ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا
|
