تبليغاتX
سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار - يك روز در بالاترين - خاطرات يك تازه‌وارد در اولين روز بالاتريني

سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار

يك روز در بالاترين - خاطرات يك تازه‌وارد در اولين روز بالاتريني

خب به سلامتي اولين روز در بالاترين هم طي‌شد و من كه حسابي داشت انرژي‌آم تموم مي‌شود بالاخره يه كمي انرژي پيداكردم و دوباره راه افتادم. واسه يه تازه‌ؤارد احتمالا روز اول بايد جالب باشه. مي‌”ويسم فقط اميدورام palang7، عصباني نشه و نگه كه ما بالااولي‌ةا خيي لوسيم و همه لي‌لي به لالامون مي‌ذارم (البته شوخي‌كردم)
اول اينكه از ديروز تا حالا 129 نفر ديگه هم بالاتريني شدن. خب، دوم اينكه مثه بقيه با 100 تا انرژي شروع كردم و همونجوري كه تو نوشته‌ي قبلي گفتم پس از غلبه بر ترس و استرس و اين‌جور چيزا كه خيلي‌ها بهش خنديدن، تصميم گرفتم حضورمو ثبت كنم، 1پس اول رفتم به «ورود نسل سوم كاربران بالاترين» يه دونه راي دادمو اومدم تا اولين لينك و بذارم. يه كمي دور و بر و نگاه كردم ديدم با اين توصيفات پيچيده‌اي كه شده، كم خطرترين راه ارسال يه پست ورزشيه تا لااقل منفي نگيره. اولي رو فرستادم. بعد شروع كردم به چرخ زدنون هيمنجوري ديدم اي بابا اين انرژي ما داره تموم مي‌شه. اومدم مطلب وردي رو گذاشتم و شروع كردم به رصد ببينم خدايا چه بالايسر ما مي‌آد بالاخره، ديدم نه مثه اينكه دوستا خيلي لطف دارن و سروع كردن به دلداري دادن. بعد هم كه shatot عزيز مطلبشو گذاشتو حسابي به همه به عنوان يه سال‌بالاي توصيه كرد تا هواي ما تازه واردها رو داشته باشن. ولي خداييش اگه راستشو بخواين هنوز داشت دست و دلم مي‌لرزيد. آخه يه چندتايي رو ديدم كه تو همون لينك اولي چنان منفي گرفتن كه حالاحالاها نمي‌تونن قدراست كنن. خلاصه انرژي ما هم كم و كم شد تا صفر شد. بعد هم كه اونقدر انتظار كشيديم تا 24 ساعت بگذره و يه كمي جون بگيرمو دوباره راه بيفتم.

 حالا هم جسارت كرده چندتا نكته رو مي‌گم:

۱- اول از همه‌ي كسايي كه به مطلبم نظر دان ممنونمو حسن نيتشونو مي‌ستايم. ايمدوارم كه دوستاي خوبي بشيم

۲- از شاتوت هم مرسي بابت مطلبش. راستش من روزي اولي كه رفتم مدرسه نه تنها نمي‌ترسيدم كه حتا به معلم هم گيرداده‌بودم كه با اين خط‌هاي كج و كوله كه ما باسواد نمي‌شيم. من مي‌خوام دكتر بشم. حلاا تو بالاترين هم دوست دارم يه ضبه يه عالمه انرژي داشته‌باشم. اما خب ترس هم داره

 ۳- اون چيزي كه به فكرم مي رسه اينه كه ظاهرا كاربراي بالاترين داراي يه دسته بنديه خاصي ان. يعني يه نوع باند و گروه. مطمئن نيستم ولي ...

۴- كل‌كل برخي كاربرا و منفي دادنشون حسابي ترسوندتم. مخصوصا تو مطلب شاتوت. ولي فكر كنم نظرهايي كه گذاشته‌شده‌بود، بعضيهاش به موضع ربطي نداشت و يه نوع تسويه حساب شخصي بود. واسه ماها بدآموزي داره

۵- روز اول خيلي خوش گذشت. كم‌كم داره اين ترسه مي‌ريزيه و راحت‌ترمي‌يام. فقط اين انرژي‌ها چه‌جوري كار مي‌كنه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   |