محمدرضا باهنر با بوسه مرگ آمد
نيكآهنگ كوثر : برای دوستی عزيز
سوتيهاي وحشتناك رييس سازمان محيط زيست
بهمناسبت سالروز درگذشت مهندس بازرگان
بازرگان - 13 سال پس از مرگاش
روز عاشورا - روز شرمندگي
جشن مهرگان
پافشاري بر يك اشتباه (مسجدالاقصي يا ... )
ملتباوري (ناسيوناليسم)
پيشينهيِ گردشگري در ايران
سه نکته از دل یک اتفاق
دربارهي معماريي ايران
ايران و مغولستان، تفاوت دو ديدگاه
حکایت عجیب مطبوعات سرزمین ما
توسعهي پايدار، گمشده ي سرزمين ما
موسيقيي فرانسوي - Jacques Brel
معماري و هنر
تاريخ، فرهنگ و ادبيات
سياست
زبان فرانسه (Français)
ورزشي
گاه نگاشت (رويدادنگار)
عكس-حرف
از لابهلاي تاريخ
رايانه و فنآوري
گاهنوشتهها يا روزنويسيها
محيطزيست - طبيعت
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
بررسیها و کاوشهایِ باستانشناسی حکایت از آن دارد که پيشينهيِ معماریيِ ایران به حدودِ هزاره هفتم پيش از میلاد میرسد. از آن زمان تاکنون پیوسته در شكلگيرييِ این هنر، نظر، جهانبيني و تفكر ارتباطِ بسيار نزديك با فضا داشتهاست. اين مساله در مرحلهيِ اول شايد جستجوگرِ حلِ مسايلِ جوي و اقليمي بودهباشد ( ديبا، داراب، الهام و برداشت از مفاهيمِ بنيادييِ معمارييِ ايران، معماري و فرهنگ، سالِ اول، شماره 1، تابستان 1378، ص 97) چه آنكه بهدشواري ميتوان رابطهاي ملموس ميانِ معمارييِ صخرهاييِ كندوان و معمارييِ چوبييِ گيلان و معمارييِ خشتي-آجرييِ حاشيهيِ كوير يافت و اين تنوع، خود شايد به دليلِ پهناورييِ سرزمينِ ايران و مهاجرتِ اقوامِ گوناگون به آن باشد، ولي در مراحلِ تكميلي، ذهنيتي مشهود است كه در آن كليهيِ دگرگونيهايِ عقلايي و تخيلاتِ معنوي نفوذ كردهاند. همانگونه كه پيوندِ نگاه به دنيا و زندگي در جوششِ مكانها و فضاها در تمامييِ ساختمانهايِ معمارييِ سنتي بهچشمميخورد ( پيشين) . از سويي، معمارييِ تاريخييِ ايران دارايِ مفهومِ ديني و ويژگييِ جادويي و دعايي نيز ميباشد. درواقع در تمدنِ ایرانی، هنرها بر بنیانِ متافیزیکِ اشراقی شکلگرفتهاند؛ مینیاتور، عالمِ مثالِ خیالین را به تصویر میکشید، معماری، بیانگرِ جغرافیاییيِ ارتباطِ معنویيِ انسان با آسمان بود و شهرسازی، حولِ محور قدسیتِ مکانهایِ دینی شکلگرفتهبود ( حقدار، علياصغر، پرسش از انحطاطِ ايران، انتشاراتِ كوير، تهران، چاپِ سوم، 1383، ص 15 ) معماري، مانندِ شعر و فلسفه و موضوعاتي از اين قبيل صورتهايي هستند كه در پسِ آنها اصولِ فكرييِ هر جامعه نهفتهاست. اين مايه كه تاحدودي تمامِ آسيا در آن معنا شريك بوده، به معمارييِ ايران وحدت و استمرار بخشيد.
با شروعِ دورانِ جديد و برآمدنِ انديشهيِ دينزدايي ]سكولاريزاسيون[ در تمدنِ مدرن، اين معنايِ متافيزيكي و آنجهاني به لرزهافتاد و گسستي در سراسرِ فرهنگِ ايران و ازجمله هنرِ ايرانزمين و معمارياش بهوجودآمد كه در پايان به تقليدي صرف از غرب و التقاطِ معانييِ متفاوت شرق و غرب ختمشده و وضعيتِ پيچيده، مبهم و آلودهيِ كنوني نتيجهيِ آن است. در اين ميان بسياري كوشيدند تا با كشف و دركِ درست از اصولِ معمارييِ سنتييِ ايران و مفاهيمِ نهفته در آن و هماهنگساختنِ آن با شرايطِ زمانِ حاضر و استفاده از فنآوري و مصالح روزآمدِ كنوني، به سبكي نوين در معمارييِ ايراني دستيافته و تداومبخشِ گذشتهيِ باشكوهِمان باشند. اين مهم هنگامي بهدستميآيد كه شناختي درخور از پيشينهمان داشتهباشيم.