محمدرضا باهنر با بوسه مرگ آمد
نيكآهنگ كوثر : برای دوستی عزيز
سوتيهاي وحشتناك رييس سازمان محيط زيست
بهمناسبت سالروز درگذشت مهندس بازرگان
بازرگان - 13 سال پس از مرگاش
روز عاشورا - روز شرمندگي
جشن مهرگان
پافشاري بر يك اشتباه (مسجدالاقصي يا ... )
ملتباوري (ناسيوناليسم)
پيشينهيِ گردشگري در ايران
سه نکته از دل یک اتفاق
دربارهي معماريي ايران
ايران و مغولستان، تفاوت دو ديدگاه
حکایت عجیب مطبوعات سرزمین ما
توسعهي پايدار، گمشده ي سرزمين ما
موسيقيي فرانسوي - Jacques Brel
معماري و هنر
تاريخ، فرهنگ و ادبيات
سياست
زبان فرانسه (Français)
ورزشي
گاه نگاشت (رويدادنگار)
عكس-حرف
از لابهلاي تاريخ
رايانه و فنآوري
گاهنوشتهها يا روزنويسيها
محيطزيست - طبيعت
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
امروز سالروز مرگ چنگیزخان (۶۰۶-۵۳۴ خ) حاکم خون ریز و کشورگشای مغولان است. او برای ما ایرانیان نمادی کامل از وحشی گری، كشتار، خون ريزي، تخريب و ويراني است. با هجوم او به مرزهاي شرقيي كشورمان، روزگار تبهگني و ناآبادي چنان بر سرمان سايه افكن، كه بي راه نيست اگر بگوييم هنوز هم تحت تاثير آن هستيم. اما هدف از اين نوشته شرح حملهي مغول و يا بازخوانيي زندگيي او نيست. مقصود ما تفاوت دو ديدگاه است كه در دو كشور ايران و مغولستان اين روزها جاري است.
تموچين پس از به قدرت رسيدن بر قبيله اش نام چنگيز خان را براي خود انتخاب كرد. او چندي بعد با متحد ساختن قبايل پراكنده ي مغول، مقدمات تاسيس امپراتوريي مغول را فراهمكرد. در سال
۵۹۹ خ او به مرزهاي خوارزمشاهيان رسيد و با فتح ايران مرزهاي امپراتوري اش را به اروپا رساند. بدين ترتيب چنگيزخان پهناورترين امپراتوريي يكپارچهي دنيا را برپاكرد. مرزهاي اين امپراتوري از شرق آسيا و شبه جزيرهي كره آغاز شده با گذشتن از بخشي از چين، پاكستان، افغانستان، ماورالنهر، ايران، عراق، تركيه، بخشي از روسيه به مرزهاي اروپارسد.
چنگيزخان باوجود چهرهي خونريز و ستيزه جوي اش در ميان ديگر مردمان بهويژه ايرانيان، به عنوان نماد قدرت و اتحاد مغولستان و پدر قوم مغول محسوب مي شود. بدين روي بانك مركزي مغولستان تصويري از چنگيز خان را برروي اسكناس هزار توگروگي(واحد پول مغولستان) چاپ كرده و احترام فوق العاده اي بر اين شخصيت ددمنش كه سرزمين هاي بسياري را به خاك و خون كشيد، ميگذارند.


كوروش بزرگ بنيان گزار امپراتوري ايران چهره ي شناخته شده جهاني است و ما نيز به خوبي او را
ميشناسيم و كارها و جايگاه او را نيك ميدانيم و نياز به توضيحي نيست. نكته ي جالب در مورد وي روحيه انسان دوستي و احترام به ساير ملت هاست كه در تاريخ نقل شده است. و از آن مهم تر منشور حقوق بشر كه امروزه به تاييد سارمان ملل هم رسيده است.
تفاوت جايگاه اين دو امپراتور نياز به اثبات ندارد. اما آنچه اين ميان جاي شگفتي دارد آن است كه تصويري نه از خود او نه از بنهاي به
جاي مانده از او بر روي هيچ يك از اسكناس هاي چاپ شده ندارد. اسكناس هر كشور، سندي از فرهنگ و تاريخ آن سرزمين و نشاني از فرهنگ اوست. اما اين جاي خالي و نشان پرسش همچنان به جاست. شوربختانه اين كه ما نه تنها اين گونه به او بي حرمتي ميكنيم كه آرامگاه اش را كه يكي ازمفاخر ملي ي ما و ميراث فرهنگي مان و جزو آثار ثبت شده در يونسكو هم هست امروزه به تقدير سپرديم تا غرقه در سيلاب بي مبالاتي و كم توجهي ما شود و مايه نكوهش جهانيان و آيندگان.
