...::: ما و گذشتگان مان - ايران و مغولستان، تفاوت دو ديدگاه
تموچين پس از به قدرت رسيدن بر قبيله اش نام چنگيز خان را براي خود انتخاب كرد. او چندي بعد با متحد ساختن قبايل پراكنده ي مغول، مقدمات تاسيس امپراتوريي مغول را فراهمكرد. در سال
۵۹۹ خ او به مرزهاي خوارزمشاهيان رسيد و با فتح ايران مرزهاي امپراتوري اش را به اروپا رساند. بدين ترتيب چنگيزخان پهناورترين امپراتوريي يكپارچهي دنيا را برپاكرد. مرزهاي اين امپراتوري از شرق آسيا و شبه جزيرهي كره آغاز شده با گذشتن از بخشي از چين، پاكستان، افغانستان، ماورالنهر، ايران، عراق، تركيه، بخشي از روسيه به مرزهاي اروپارسد.
چنگيزخان باوجود چهرهي خونريز و ستيزه جوي اش در ميان ديگر مردمان بهويژه ايرانيان، به عنوان نماد قدرت و اتحاد مغولستان و پدر قوم مغول محسوب مي شود. بدين روي بانك مركزي مغولستان تصويري از چنگيز خان را برروي اسكناس هزار توگروگي(واحد پول مغولستان) چاپ كرده و احترام فوق العاده اي بر اين شخصيت ددمنش كه سرزمين هاي بسياري را به خاك و خون كشيد، ميگذارند.


كوروش بزرگ بنيان گزار امپراتوري ايران چهره ي شناخته شده جهاني است و ما نيز به خوبي او را
ميشناسيم و كارها و جايگاه او را نيك ميدانيم و نياز به توضيحي نيست. نكته ي جالب در مورد وي روحيه انسان دوستي و احترام به ساير ملت هاست كه در تاريخ نقل شده است. و از آن مهم تر منشور حقوق بشر كه امروزه به تاييد سارمان ملل هم رسيده است.
تفاوت جايگاه اين دو امپراتور نياز به اثبات ندارد. اما آنچه اين ميان جاي شگفتي دارد آن است كه تصويري نه از خود او نه از بنهاي به
جاي مانده از او بر روي هيچ يك از اسكناس هاي چاپ شده ندارد. اسكناس هر كشور، سندي از فرهنگ و تاريخ آن سرزمين و نشاني از فرهنگ اوست. اما اين جاي خالي و نشان پرسش همچنان به جاست. شوربختانه اين كه ما نه تنها اين گونه به او بي حرمتي ميكنيم كه آرامگاه اش را كه يكي ازمفاخر ملي ي ما و ميراث فرهنگي مان و جزو آثار ثبت شده در يونسكو هم هست امروزه به تقدير سپرديم تا غرقه در سيلاب بي مبالاتي و كم توجهي ما شود و مايه نكوهش جهانيان و آيندگان.

