محمدرضا باهنر با بوسه مرگ آمد
نيكآهنگ كوثر : برای دوستی عزيز
سوتيهاي وحشتناك رييس سازمان محيط زيست
بهمناسبت سالروز درگذشت مهندس بازرگان
بازرگان - 13 سال پس از مرگاش
روز عاشورا - روز شرمندگي
جشن مهرگان
پافشاري بر يك اشتباه (مسجدالاقصي يا ... )
ملتباوري (ناسيوناليسم)
پيشينهيِ گردشگري در ايران
سه نکته از دل یک اتفاق
دربارهي معماريي ايران
ايران و مغولستان، تفاوت دو ديدگاه
حکایت عجیب مطبوعات سرزمین ما
توسعهي پايدار، گمشده ي سرزمين ما
موسيقيي فرانسوي - Jacques Brel
معماري و هنر
تاريخ، فرهنگ و ادبيات
سياست
زبان فرانسه (Français)
ورزشي
گاه نگاشت (رويدادنگار)
عكس-حرف
از لابهلاي تاريخ
رايانه و فنآوري
گاهنوشتهها يا روزنويسيها
محيطزيست - طبيعت
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
بی گمان مطبوعات و روزنامهها، شمارگان چاپ، تعداد عناوين و نيز نسبت آنها با دولت يكي از مهمترين ملاكها براي تعيين ميزان آگاهي در جامعه، چگونگيي جهتگيريي مردم جامعه در برابر موضوعات رايج مملكتي و حدود اعمال نظر و نقد به دستگاه حاكم است، اين مطلب چندان اهميت دارد كه روزنامه را ركن چهارم دموكراسي نامنهادهاند و اگر جامعهاي در پي تحكيم مباني مردمسالاري است بايد جايگاه روزنامههاي آن مشخص شده و سمتوسو و وابستگياش با حكومت را تعريف كند.
از آغاز چاپ نخستين روزنامه در ايران تا به امروز حرف و حديث در اين باره بسيار بوده، روزنامههاي فراواني چاپ شدند، بسياري بسته و توقيف شدند، گروهي روزنامه نگار اعدام و تبعيد و زنداني و... شدند. نكتهي مشترك ديگر در اين تاريخ حدودا ۱۰۰ ساله، نفوذ دولتها در دستگاه مطبوعات و اعمال نظر آنها است. در اين ميان تلاش روزنامهها براي خروج از اين وضعيت، حفظ استقلال، خودكفاييي مالي و احقاق حقوق خود نيز بخشي ديگر از اين ماحراي هزارتو است.
پس از انقلاب اسلامي، اين جريان با فراز و فرود ادامهيافتهاست. مقصود اين نوسته كالبدشكافيي وضعيت روزنامهنگاري و حقوق مطبوعات در ايران امروز نيست، بكه اشارهاي ست به نكتهاي ظريف كه بارها و بارها به چشم خورده است. دستهآي از روزنامهها آشكارا وابسته به دولت هستند و وابستگيي خويش را كجدار و مريز، گاه علني و گاه مخفي نشان داده اند. با اين دسته كاري نداريم و دنبالهرويي سياستهاي جريان حاكم امر عجيبي نيست. اما بخشي ديگر وابسته به احزاب، گروههاي سياسي و يا مستقل هستند. در تمام دنيا روزنامهها تعطيلبردار نيستند، يعني خبررساني تعطيل شدني نيست. اين روزنامهها همهروزه چاپ ميشوند، وبسايتهايشان بهروز مي شود و خوانندگان خويش را درجريان ميگذارند. درآمد خويش را نيز از تكفروشي، تبليغات، اشتراكها و... بهدستمياورند. پس ميكوشند تا خواننده را حفظكرده و در بازار رقابت پيروز شوند. تعدادي از روزنامهها تنها در ۲۶ دسامبر و روز آغاز سال نو چاپ نميوشند. حال حكايت ما برعكس است. روزنامهها از آنجا كه تك فروشي بخش كمي از هزينههايشان را پوشش ميدهد و نيز نمك گير يارانههاي دولتي هستند، پس فرق برايشان ندارد، تعطيلات نوروز را به پيشواز ميروند و تا چهاردهم هم ادامه ميدهند.بقيهي تعطيليها را هم خم به ابرو نياورده و خوب كاركنان را مرخص ميكنند. عجيب آنكه در تعطيليهايي مانند پنجشنبهي گذشته كه تنها كارمندان دولت را شامل ميشده -و بخش خصوصي فعال بوده- پيروي سياستةاي دولت بوده و تعطيل هستند. آخرين روزنامهي منتشر شده در سرزمين هفتاد ميليوني ايران، سهشنبه بوده و شمارهي بعدي چهارروز بعد چاپ ميشود !!!!!! و اين ميان جايگاه خبر و خبررساني كاملا مبهم باقي ميماند و حقوق خوانندگان هم كه ....
حال آيا ميتوان از اين روزنامهها خواست كه منتقد دولت بوده، حقيقت را بنويسند و به منافع ملي بينديشند. اوضاع آن گروه هم كه جامعهي روشنفكران را نمايندگي ميكنند اظهر من الشمس است.
بگذريم. اينجا ايران است در كشاكش تجربهي مردمسالاري- اگر ره به استبداد نبردـ : ميان ماه من با ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است ...